«  آرشيو   صفحه اصلي وب لاگ »

1

موضوع : عشق از ديدگاههاي مختلفتاريخ : 27 July 2007   شماره : 8

1.عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )

2.عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )

3.عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه : والا زمان ما عشق مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوي فاطي شام چي داريم ؟ )

4.عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) : اوچيكتيم عشقي !
( جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم )

5.عشق از ديد ننه بزرگم : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر بتـــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !
( جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ... )

6.عشق از ديد دوست دخترم : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينـــــــه جراحي دمـــــاغمو نميدي ؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان ... دوست ناديا واســـش يه ماتيز گرفته ! تو حتي حاضر نيستي واسه مــن كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري ؟!
( جمله عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام .. راستي دوستت هم دارم! )

7.عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )

8.عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم )

9.عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست‍ ؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )

10.عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت )

    ارسال نظر ( 1 )!
موضوع : ميدوني زن و شوهر موفق کيه؟تاريخ : 16 July 2007   شماره : 7

حاج آقا : خودتونو كامل معرفي كنين ...

- شوهر : كاظم ! برو بچز بهم ميگن كاظم لب شتري ! ديلپم ردي ! ۲۳ ساله !

- زن : نازيلا ! ليسانس هنرهاي تجسمي از دانشكده سيكتيروارد فرانسه ! ۲۰ ساله !

- حاج آقا : چه جوري با هم آشنا شديد ؟

- شوهر : عرضم به حضور ان ورت حاجي ! ايشون مارو پسند كردن ! مام ديديم بد گوشـــــــتيه

گرفتيمش !!!

- زن : حاج آقا ميبينين چه بي چشمو روئه ! حاج آقا تازه سابقه دارم هست !

- شوهر : حاجي چرت ميگه ! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بي گناهيه كامل !

- حاج آقا : جرمت چي بود ؟

- شوهر : حاجي جرم كه نمشه بهش گفت ! داش اوچيكم حرف گوش نميكرد ...

مختوم النسلش كردم !

- زن : حاج آقا ميبينين چقد بي احساسه !

- حاج آقا : خواهر من شما به چه دليلي تقاضايه طلاق كردين ؟

- زن : حاج آقا ما الان درست ۳ ساله كه ازدواج كرديم ولي اين آقا اصلا عوض نشده !

- شوهر : دهه ! بابا بكش بيرون ! حاجي بده اصالتمو از دست ندادم ؟

- حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده ميخواين طلاق بگــــــــيرين؟

- زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم ! مدرنش ميكنم !

حـاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه ! نميدونه مدرنيسم چيه!

- شوهر : بابا نموده مارو ! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپـــوش !!

اونو نپوش ! حاجي طاقت مام حدي داره !

- زن : حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپـوشه!

- شوهر : حاجي ميخوايم بريم خونه اون باباي قالپاقش !!! گير ميده ميگه بايد كروات بزني !

به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولي پايين رفتنش با شابدوالعظيـــمه !

حاجي ما از بچگي عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صـوبتا !

- حاج آقا : خواهر من حق با ايشونه !

- زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواري نپوش ! يكي مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش!

- شوهر : حاجي من اصن بدون زيرشلواري خوابم نمبره ! بابا چارديواري اختياري !

راستش اينجا جاش نيست ولي باباي خدا بيامرزم ميگفت :

- حاج آقا : خدا بيامرزتش !

- شوهر : خدا رفتگان شمارم بيامرزه ! ميگفت : سعي كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكــني !!

يكي سيغار ! يكي زيرشلواري !

حاجي جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته !

آخه خداييـــش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!!

- زن : حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعي كردم حرف زدن اينو درست كنم ! نشد كه نشد !

- شوهر : حاجي رفته واسه من معلم خصوصي گرفته ! فارسي را درست صوبت كنيم !

ديــــگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم !

حاجي خسته مونده از سر كار ميام خونه به جاي چايي واسه من كافي شاپ مياره !

درســته آخه ؟! حاجي از وقتي گرفتمش ۳۰ كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا تيتــيشـيا داده

به خورده ما !!! لازانتيا و بيف استراگانورف و اسپاقرتي و از اين آت آشغالا

حاجي هركي يه سليقه اي داره ! خب منم عاشق آب سيرابي با كيك تيتاپم !!!

- زن : حاج آقا يه روز نميشه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وصيغه آزادش كرديم ...

- شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! كسي نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنـــــم !!!

-حاج آقا : خب شما كه اينهمه با هم اختلاف فرهنگي و اقتصادي داشتين چرا با هــــــــم ازدواج

كردين ؟؟!!

- زن : عاشقش بودم ! ديوونش بودم ! هنوزم هستم ....

    ارسال نظر ( 2 )!
موضوع : تقسيم بندي زنها و مردهاتاريخ : 18 June 2007   شماره : 6

مردها كلا به سه گروه اصلي تقسيم ميشن:

گروه اول مردهائي هستند كه دوست دارن خودشون رو بدبخت كنند! اين دسته از مردان ميرن زن ميگيرن!

گروه دوم مردهائي هستند كه دوست ندارن خودشونو بدبخت كنن، ولي تا چشم باز ميكنن ميبينن سه، چهار تا بچه مردم رو بدبخت كرده‌اند! اين گروه ميرن كشيش كليساهاي كاتوليك ميشن!

آخرين گروه هم مرداني هستند كه ميرن زن ميگيرن، بعدش باز هم ميرن زن ميگيرن، اونوقت ميرن يه زن ديگه هم ميگيرن و يه دو جين هم صيغه ميكنن! اين گروه ميرن فقيه ميشن و مرجع تقليد مسلمين جهان!

و اما زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن:‌

گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن!

گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن!

گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن!

گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار (‌ميانگين!)‌ آرزوي مرگ كنن!

گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستند (‌ولي هستند!!)

حالا يكي بي زحمت به ما بگه كي بود كه ميگفت زن هاي ايراني در جامعه ما نقش چنداني ندارند؟؟؟


    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : تخت خواب!تاريخ : 10 June 2007   شماره : 5

خيلي وقته تو نختم. بدجور وسوسه ام ميكني. آه !!! بالاخره به دام ميندازمت. دلم ميخواد بهت حمله كنم و پرتت كنم تو تخت خواب. ميدونم كه توان مقاومت در مقابلم رو نداري. تا بهت دست بزنم سست ميشي و خودت رو در اختيارم قرار ميدي. اونوقت بلايي سرت ميارم كه آه و ناله ت به هوا بلند شه. تمام تنت خيس عرق شه و به نفس نفس بيفتي. از حالا ميتونم مجسم كنم كه بدنت از حرارت گر گرفته ميلرزي و ملافه رو چنگ ميندازي....صبح روز بعد روي تمام بدنت اثر بوسه هاي داغم به جا مونده. واي اگه دستم بهت برسه....... دوستدارت آبله مرغون.

وا... چيه؟! عوض اينكه وايسي اينجا چپ‌چپ منو نگاه كني برو يه فكري به حال اون مغز خرابت بكن... منحرف!؟

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : براي اينكه زن‌ذليل خوبي باشيمتاريخ : 04 June 2007   شماره : 4
براي اينكه زن‌ذليل خوبي باشيم كافي است به 15 قانون زير كه ساخته و پرداخته ذهن زنان است، توجه نموده و آنها را به دقت رعايت كنيم
زن، هميشه قوانين را وضع نموده و تصويب كند
قوانين ممكن است بدون اطلاع قبلي تغيير كند
امكان ندارد مردي تمام قوانين را بداند
چنانچه زن شك ببرد كه مرد تمام يا برخي از قوانين را مي‌داند، مي‌تواند بلافاصله قوانين را تغيير دهد
زن هرگز اشتباه نمي‌كند
چنانچه به نظر آيد كه زن در اشتباه است، علت آن است كه مرد حرفي بيجا و اشتباه بر زبان آورده يا كاري اشتباه كرده كه باعث سوء تفاهمي آشكار و در نتيجه، اشتباه زن شده است
چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد بايد بلافاصله معذرت بخواهد، چرا كه او باعث سوء تفاهم شده است
زن مي‌تواند هر زمان كه اراده كند، تصميم خود را عوض كند
مرد هرگز نبايد بدون رضايت صريح زن، تصميم خود را عوض كند
زن حق دارد در هر زمان عصباني يا مشوش باشد
مرد بايد در تمامي اوقات آرام باشد، مگر اينكه زن از او بخواهد عصباني شود
زن ممكن است از مرد بخواهد كه عصباني باشد يا عصباني نباشد، اما تحت هيچ شرايطي نبايد او را از نيت خود آگاه سازد
مرد مكلف است، در تمامي اوقات ذهن زن را بخواند
در تمامي اوقات و در هر زمان و مكان آنچه مهم است اين است كه منظور زن چه بود، نه اينكه چه گفت.
چنانچه مرد هر زمان که تصور ميکند درست ميگويد کافي است به بند 5 مراجعه نمايد
    ارسال نظر ( 1 )!
موضوع : چت ايرانيتاريخ : 23 May 2007   شماره : 3

پسر : سلام،خوبي؟ مزاحم نيستم؟
دختر: سلام، خواهش مي کنم asl plz ؟
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/ نازنين/ ۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگي! اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسي! شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ ازدواج کردين؟
دختر: نه، منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT آمريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته‌ي گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالي! واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه‌ي تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چي؟
دختر : خيابون دربند!؟ کجاي خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند، خيابون...... کوچه...... پلاک......، شما چي؟
دختر: اسم فاميلي شما چيه؟
پسر: من؟ حسيني! چطور!؟
دختر: چي؟ وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟ تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده‌ي خونه رو بدي! مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟
پسر : اِ، عمه ملوک شمائين؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!
ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده....، آخه مي دونين...........
دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه‌ي منو به آدماي توي چت ميدي؟ مي دونم به فريده چي بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين! اگه بفهمه پوستمو ميکّنه! عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا!
راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي
پسر: باشه عمه ملوک! باي......

    ارسال نظر ( 38 )!
موضوع : شـوهر مورد علاقه يک دختـر در سنين متفاوتتاريخ : 22 May 2007   شماره : 2

دختر 18 ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمي دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره مي خواد درس بخونه

دختر 22 ساله : او يک شاهزاده با يک قصر مي خواد ادعا مي کنه که خيلي واقع بينه ولي ؟؟؟؟؟مرد ايده آل او بايد پول دار خوش قيافه مشهور هميشه در حسابش پول به اندازه کافي باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله : کم کم داره بوي ترشي مي ياد ديگه فقط يه مرد خوب مي خواد لازم نيست ورزشکار و خوش تيپ و.. باشه يه کار خوب با حقوق مکفي خونه ماشين و حساب بانکي داشته باشه و غذاهايي که دختر درست مي کنه رو تحمل کنه کافيه

دختر 42 ساله : تنها يه مرد مي خواد (بيچاره ترشيد )يه مرد معمولي که ستاره سينما نباشه ورزشکار نباشه اگه يه شکم گنده هم داشت عيب نداره کچل هم بود عيبي نداره فقط يه شوهر باشه

دختر 52 ساله : او فقط مي خواهد... هر چي بود باشه دختر بايد خيلي شانس بياره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به ياد داشته باشه دندون مصنوعي هاش رو يادش باشه کجا گذاشته

دختر 72 ساله : تعجب نکنيد بعضي دخترا تا اين سن هم عمر مي کنن ولي مطمئن نيستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : چگونه با پيکان قراضه مخ بزنيم...تاريخ : 19 May 2007   شماره : 1

فرض کنيد داريد توي خيابون رانندگي ميکنيد.يه دفعه چشمتون ميفته به يه ماشين خوشگل پرايد(البته همتون ميدونيد که پرايد 2 زار نمي ارزه اما چون معمولاً بهترين وسيله انتقال هلو هاي سطح شهر مي باشد بنا براين ما بش ميگيم ماشين خوشگل) خوب حالا يه کم اون قوه تخيل رو بيشتر به کار بندازيد و فکر کنيد که توي اون ماشين دو تا هلوي رسيده وآبدار نشستند و دارن غش غش مي گن و مي خندن!اگه يه کم ديگه هم فکر کنيد مي فهميد که در اون لحظه شما آرزو مکنيد که کاشکي يکي از اين هلو ها بغل شما باشه.باز هم فرض ميکنيم شما پشت فرمان يک پيکان سبز رنگ مدل 45 هستيد به آينه اش هم يک عدد CD آويزونه و پشت شيشه عقب هم نوشتند "لطفاً مرا بشوييد" خوب عکس العمل شما چيه در اون حالت؟ مسلمه ديگه به طرز عجيبي به شانس خودتون لعنت مي فرستيد، اما خوب نگران نباشيد من راهي بتون ياد ميدم که حتي با يه پيکان قراضه هم بتونين مخ جيگرترين دختراي تهران و يا ايران رو بزنيد.

در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپاريد:

1-اولاً هر جا که ديديد تعدادي دختر دارن از خنده غش و ضعف ميرن بدونيد که کارشون فقط براي تظاهر و جلب توجهه چون: بر عکس ما پسرا هيچ دختري نيست که براي يه دختر ديگه اونقد جذاب و شيرين سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خيلي شورشو در اورديم ديگه حتي بابا ننه هم رو هم مسخره ميکنيم و مي خنديم اما دخترا اين جوري نيستن و هيچ وقت هيچ دختري نتونسته يه دختر ديگه رو از ته دل بخندونه! آخرين دختري که تونست يه دختر ديگه رو بخندونه وقتي بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون اين دو تا خيلي از هم بدشون ميومد وقتي که يکيشون مرد اون يکي از ته دل خنديد! پس نتيجه ميگيريم که خنده دخترا يعني اينکه خواهش ميکنم استدعا دارم يکي بياد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!

2-وقتي که توي يه ماشين تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشيد يکيشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشين راه نميفته ديگه IQ ! خوب دخترا راننده هاي خوبي نيستند و موقع رانندگي 80 درصد حواسشون به رانندگيه که يه وقت اشتباه نکنن.(الان ميگيد پس 20 درصد بقيه کجاست؟ بايد عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده ميکنن و به عبارت ديگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن ميشه 80 درصد و اون 20 درصد باقي مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و اين طوري نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکيلي اگه يه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کي مياد زن من و تو و باباتو عموتو ... شه؟!؟!؟!) خوب پس بايد حواستون رو متمرکز کنيد رو اون يکي دختره و روي مخ اون کار کنيد که نتيجه بهتري بگيريد.

3-تا يه ماشين ديديد که توش دو تا دختر هستند سريع نريد کنارش و بخوايد شماره بديد به دو دليل:الف:اين روش قديمي شده و در ضمن اگه هم دختري بود که شماره بگيره چون ماشين شما پيکان مدل جواديسمه پس از شما شماره نميگيرن! ب:ممکنه تصادف کنيد چون در اون حالت ماشين هاي ديگه اي هم هستند که همزمان با شما اون ماشين خوشگل رو ديدن و چون اونها هم به روش قديمي عمل ميکنن پس سريع ميخوان خودشونو برسونن بهش و اولين کسي باشن که شماره ميدن و از اونجايي که تجربه نشون داده وقتي يه پسر يه دختر خوشگل ميبينه ديگه مخش از کار ميفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشينتون اونجا باشيد پس احتمال تصادف زياده!
بنابراين و با توجه به دو مورد فوق نتيجه ميگيريم که وقتي يه ماشين با دو تا جيگر زنده ديديد بايد سريعاً از محل دور شيد و فاصله رو زياد کنيد

4- مهمترين اصل در زدن مخ يه دختر آرامشه.البته ميدونم که ضربان قلب چه بخواي و چه نخواي ميره رو 1000 اما بايد جوري رفتار کنيد که طرف نفهمه شما استرس داريد.حتي الامکان مي تونيد واسه اينکه نشون بديد چقدر آرامش داريد در حال حرکت در ماشين رو باز کنيد و بپريد بيرون و اين نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!

5- خيلي وقتا اتفاق ميفته که وقتي يه ماشين رو به عنوان سوژه در نظر ميگيريد در همين حال يه ماشين ديگه هم پيدا ميشه و شما مي مونيد که از اين دو تا ماشين کدومشون رو انتخاب کنيد.راستش اين مشکليه که تا حالا خودمم راه حلي واسش پيدا نکردم ولي خوب شما ميتونيد در اين مواقع خيالتون رو يه کم راحت کنيد از اين بابت که من نويسنده هم سردرگم ميشم چه برسه به شما!

6- هيچ وقت وقتي که يه ماشين خوشگل ديديد سعي نکنيد که عمليات محيرالعقول انجام بديد و چه ميدونم سرعتو زياد کنيد و لايي بکشيد واينا... چون واقعاً لايي کشيدن يک پيکان سبز رنگ از بين چند تا پژو و پرايد و ماکسيما صحنه چندان خوشايندي نيست و اولين فکري که در اين حالت به ذهن بيننده خطور ميکنه اينه که احتمالاً راننده پيکان از ده اومده!

7-يه نکته خيلي خيلي مهم رو به خاطر بسپاريد و اون اينکه مطمئن شيد که اون دو نفري که توي ماشين پرايد نشستند و يکي از يکي خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پيشرفت علوم و فنون بعضي وقتا مادره از دختره جوون تر ميشه پس حتماً حواستون جمع باشه!

8- سعي کنيد وقتي يه ماشين خوشگل ديديد صداي ضبط ماشينو زياد نکنيد که کل خيابون برگردن ماشين شما رو نگاه کنند چون ديگه اينکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زياد کنه واقعاً خز و خيل شده و در ضمن اين جوري ممکنه دافيه هم بپره به هر حال اونا دخترن ديگه مثل ما پسرا که نيستن، کارشون حساب و کتاب نداره...


خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کرديد ميرسيم به مرحله اصلي يعني زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اينکه اونا پرايد يا 206 يا چه ميدونم يه ماشين درست و حسابي دارن و شما يه پيکان سبز رنگ و يا فوق فوقش يه پيکان بنفش متاليک که روي داشبوردش از اين سگا هست که کلشون تکون ميخوره!

به نظر شما اين کار شدنيه يا نه؟ اگر من بگم آره باور ميکنيد؟ درسته اين کار شدنيه اما خيلي سخته!

اصلا بابا جان ما توي زانتيا که ميشينيم به زحمت ميريم مخ يه دختره رو که عقب وانت نشسته ميزنيم اونوقت تو با يه پيکان سبز رنگ ميخواي مخ يه دختر جيگر بالا شهري رو بزني؟ برو بابا برو روتو کم کن!!

با تشکر از دوستان

    ارسال نظر ( 48 )!

1


Copyright 2005 MyCloob.com, All right reserved.